احمد بن محمد ميبدى

461

خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )

هر درد كه زين دلم قدم برگيرد * دردى دگرش بجاى دربرگيرد . زان با هر درد صحبت از سر گيرد * كآتش چو رسد به سوخته اندر گيرد ! 80 - قالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلى رُكْنٍ شَدِيدٍ . آيه . مىگويد كاش من نيروئى داشتم كه شما را از نافرمانى حق بازميداشتم . قوم لوط همين‌كه آن زيبارويان را ديدند ، آن مهجوران درگاه عزّت و زخم خورندگان عدل ازل ، گرد سراى لوط به قصد آن عزيزان برآمدند ، و آن پيش آمد به لوط دشوار آمد ، و رنج دل او در حق مهمانان به غايت رسيد ، و بىآرام گفت : كاش نيروئى داشتم كه . . . با آنكه لوط رنج از ايشان ديد شفقت و مهربانى از ايشان بازنگرفت و آرزوى توفيق و هدايت آنان در دل خود راه داد و گفت : اگر كليد معرفت و هدايت به دست من بودى ، بر دلهاى شما در معرفت گشودى ، و شما را به اين خذلان و عصيان فرونگذاشتمى ، لكن چه سود كه اين كار به دست من نيست ، و هدايت بخواست من نه ! 82 - فَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا جَعَلْنا عالِيَها سافِلَها . آيه . سنّت خداوند در بندگان برگرداندن احوال بر ايشان است و حدوث تغيير و انقلاب در ميان آنان ، چه كه گردش احوال و تيرگى روزگار ، صفت حادثات و سرانجام بندگان است . روزى ايشان را نعمت دهد و روزى غم ، يكى بىكام و نوا ، يكى شادان و نازان ! از آن روى كه گاه چنان است و گاه چنين ، چون از خاك مختلط آفريده شده و به آب تغيّر و تغيير سرشته ! و تا بدانى كه تنها خداى يگانه و يكتا است كه در صفت او تغيير نه و با او هيچ منازع و مشارك نيست ، به فضل خود نوازد و او را به كس نيازى نه ، آن را كه خواهد ب عدل خود راند ، و آن را كه خواهد به فضل خود نوازد . [ آيات 102 - 87 ] ( تفسير لفظى ) 87 - قالُوا يا شُعَيْبُ أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فِي أَمْوالِنا ما نَشؤُا إِنَّكَ لَأَنْتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ . گفتند : اى شعيب اين نمازهاى تو فرمان مىدهد تو را ( و ما را ) كه دست بداريم از آنچه پدران ما مىپرستيدند ، يا در مالهاى خويش ( از كم دادن و زياد گرفتن در پيمانه و ترازو ) آن كنيم كه مىخواهيم ؟ راستى توئى آن زيرك راست آهنگ ( به‌طور فسوس و مسخره ) . 88 - قالَ يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي وَ رَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقاً حَسَناً وَ ما أُرِيدُ أَنْ أُخالِفَكُمْ إِلى ما أَنْهاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلَّا الْإِصْلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوْفِيقِي إِلَّا بِاللَّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إِلَيْهِ أُنِيبُ . شعيب گفت : اى قوم ، چه بينيد و چه گوئيد اگر من بر دليل روشن و نشان راست از خداوند باشم و كه مرا از خود روزى نيكو داده است ، و من نمىخواهم از آنچه پيش شما مىگويم و شما را از آن بازمىدارم با شما مخالفت كنم ( و در پنهانى شما آن بازداشته را خود كنم . ) من جز اصلاح و نيكوكارى هيچ قصد و اراده‌اى ندارم و نيست توفيق و كاميابى من مگر از خداى يگانه ، به او پشت باز و توكّل كردم و بر او باز مىكردم و مىگرايم . 89 - وَ يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقِي أَنْ يُصِيبَكُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعِيدٍ . اى قوم ، مخالفت شما با من وادارتان نكند كارى كنيد كه بشما برسد آنچه به قوم نوح و هود و صالح رسيد ! و از آنچه به قوم لوط رسيد از شما نه دور است . 90 - وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ . آمرزش بخواهيد از خداوند و به او برگرديد و توبه كنيد كه خداى من بخشنده و دوست‌دارنده است .